سلامی دوباره
سلام
مامان آزی دوباره اومده و این بار تصمیم گرفته وبلاگ گل پسرو زود زود آپ کنه، به امید خدا ...
امیرعلی 3 ساله شده، 12 کیلووزنشه و چندمتری هم زبون داره !
بازی Angri birds را تقریبا حرفه ای شده
با نرم افزار Paint و مجموعه بازیای ویندوز 7 براحتی کار می کنه
شبکه های تلویزیونی مورد علاقشو کاملا می شناسه مثلا طبق لیست تلویزیون ما شبکه 8 جومونگ شبکه 11 پویا و... در حال حاضر کنترل تلویزیون منحصراً در اختیار ایشونه
کارتون هاشو از فلش خودش! مدیریت و پخش میکنه و این فلش همیشه همراهشه
دستور دانلود کارتون های مورد علاقه شا صادر می کنه !انقده هم خوشگل میگه "دانلود"
کلا بیشتر از این که تو فاز ادبی و هنری و این مباحث باشه تو فاز تکنولوژی و فناوری اطلاعات و ایناس دیگه!
خلاصه این پسر قند عسل همه کاراش و حرفاش از نظر من دیدنی و شنیدنیه و روز به روز خواستنی تر میشه
اینم نمونه شیرین زبونیاش:
چندین ماه پیش
امیرعلی : من 206 دوس دارم ، مثه ماشین آقا جون، آقا جون برام می خره ! مامان تو چه ماشینی دوس داری ؟
مامان آزی : من (مثلاً) ال نود آلبالویی دوس دارم
دقایقی بعد ...
امیرعلی : مامان ماشین هلویی هم دوس داری؟ گیلاسی ؟ ...
**
از جملات قصار امیرعلی خان در سفر به تبریز ، بدون شرح: کدوم دور ؟
**
ارائه آدرس دقیق مغازه به مادر جون برای خرید تلویزیون :
سوار ماشین بشید، برید و برید تا برسید به مغازه که بستنی داره و شیر !
اون یکی تلویزیون داره
**
تصورات ذهن کودکانه :
قلب آقاها قرمزه قلب خانوما صورتی


سلامی دوباره
